على ربانى گلپايگانى

388

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

مىشود ( مانند نوشتن ) بدين جهت كلمه‌ى « يد » به همه‌ى قسمت‌ها و اجزاى ياد شده اطلاق مىشود . و درنتيجه نوعى اشتراك ، ( اشتراك كل و جزء ) حاصل شده است كه تعيين آن به قرينه نياز دارد . بدين جهت كلمه‌ى « الى المرافق » مقدار مقصود از شستن دست را معيّن مىكند . و باتوجّه به روايات روشن مىشود كه مقصود مقدار آرنج به پايين است نه قسمت آرنج به بالا . همچنين به قرينه‌ى روايات روشن مىشود كه شستن قسمت كف دست و انگشتان نيز لازم است . اما چگونگى شستن آن‌كه از بالا به پايين باشد يا بالعكس بيان نشده است . لفظى كه به صورت مطلق به كار مىرود به فرد و مصداق طبيعى متعارف آن انصراف دارد ، روش متعارف در شستشوى بدن ، شستن از بالا به پايين است ، مثلا پزشك دستور مىدهد كه پاى بيمار را تا زانو بشويند ، معمولا پاى او را از زانو به پايين مىشويند . روايات پيشوايان معصوم عليهم السّلام همين صورت را لازم دانسته است . بر اين اساس ، صورت و دست‌ها بايد در وضو از بالا به پايين شسته شود . به نقل طبرسى در اين‌كه شستن صورت و دست‌ها از بالا به پايين در وضو مجزى و صحيح است ، اختلافى نيست ، چنان‌كه در اين مطلب كه شستن آرنج به اضافه‌ى بقيّه‌ى دست در وضو صحيح است نيز اختلافى نيست ؛ بلكه اختلاف در اين است كه شستن دست‌ها و صورت از پايين به بالا ، و نيز شستن دست‌ها از پايين آرنج تا سرانگشتان درست است يا نه . « 1 » از اين‌جا به دست مىآيد كه شستن از بالا به پايين از خود آيه استفاده مىشود ،

--> ( 1 ) . مجمع البيان : 2 / 164 .